(2): To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents.
(2): Self Confident
(3): Relaxed
پ.ن: "این مطلب کاملا طنز میباشد. رجوع شود به اینجا"
اینجا کار خاصی نمیکنیم :)
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند
بلبلی در سینه مینالد هنوزم کین چمن با خزان هم آشتی و گل فشانی میکند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان پشمک پرانی میکند
نای ما خاموش، ولی این زهره شیطان هنوز با همان شور و نوا دارد شبانی میکند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان با همین نخوت که دارد، آسمانی میکند
سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همین نسیان تو گویی کز پی آزار من خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران میرسد با من خزانی میکند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند
میرسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی میکند
شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند
محمد حسین شهریاریک سایت فوق العاده به درد بخور ومفید وراحت ودوست داشتنی و هلو!
یه کتابخانه آنلاین که فقط با یه رجیستر کوچولو میتونید هر چی دلتون خواست دانلود کنید یا اینطوری embed کنید. از دست ندهید . کتاب فارسی هم دارد. آپلود هم میتونید بکنید.هرچی کتاب به درد خور دارید آپلود کنید تا بقیه هم راحت بتونند دسترسی داشته باشند.
فکرکنم در لحظه آخری که ما میخواستیم از بارگاه الهی بیایم پایین، با خدا حرفمان شده و کار به دعوا و ... کشیده. جوری که آخرش خدا گفته برو پایین، قول میدم تا آخر عمرت هر روز یه حال اساسی بهت بده طوری که یه آب خوش از گلوت پایین نره!
آخه این هم شد زندگی؟