Friday، February 05، 2010

قطعی اینترنت

داییم بعد از مدت ها تو skype آنلاین شده، میگه اینجا اینترنت قطع بوده، قبلا هم سر همه موقعیت ها و مناسبت ها که اینترنت رو فرتی قطع میکنند رو دیده، میگم به خاطر 22 بهمن هست، میگه نه این بار اخبار گفته که مشکل از ارتباط اینترنت جنوب هست، میگم دایی باور میکنی؟ انگار که مردد باشه بدون گفتن بله یا نه، دوباره تکرار میکنه که گفتند تو همین چند روز درستش میکنند، میگم عدل هم این چند روز میافته تو 22 بهمن؟
واقعا یه سوالی هست برام، چرا علت واقعی رو مثلا رک نمی گند؟ چه اشکالی داره میتونند بگنند به هزار تا دلیل که مثلا افراد برای ارتباط با بیگانگان و جاسوسی استفاده میکنند، عمدا زدیم اینترنت رو قطع کردیم، یا مثلا اس ام اس رو، واقعا این دروغ های زیاد و معمولی هم که میگند جامعه رو کاملا بی اعتماد نمیکنه؟ علمای جامعه شناس اینها خطرناک نیستند؟ چرا میخوایم با گفتن دروغ هایی که دیگه کسی تردیدی درشون نداره همین یک چند نفری هم که هنوز اعتمادی هر چند ناچیز دارند رو به کل به قطع امیدی ببریم. 

Tuesday، January 26، 2010

آقامون اسامه

یه مدتی که آقا محمود سرش شلوغه و نمیتونه نقش لولوی مسلمون رو بازی کنه برای همین انگار لازم شده دوباره این آقامون اسامه از تو غارش یه سر بیاد بیرون و پیغام بده.


 عکس سمت راست هم مربوط به توپولوفی که اینبار مسافراشو یه سفر به اون دنیا برد و برگردوند.

Sunday، January 24، 2010

سایت الف و پاسخ ها

سایت الف این روزها شروع کرده به پاسخ دادن سوال ها. البته اینکه چرا این کار را الان شروع کرده اند کاملا واضح است. چون الان دیگر اگر کسی شکی در تقلب در انتخابات داشت تقریبا یقین حاصل کرده. به همین دلیل کسی حوصله پاسخ دادن به سوالاتشان را ندارد. اما همین امروز که چند تا از این جواب ها را میدیدم خنده ام گرفت. یادتان باشد همان موقع یکی از موارد مشکوک منحنی آرا بین موسوی و احمدی نژاد بود که کاملا روندی خطی داشت (با رگرسیون بالای 98 درصد) حالا خیلی جالبه پاسخی که برای این مسئله نوشته اند تنها فکر کنم میتواند کسی رو قانع کند که دیپلم نگرفته باشد (البته در آن هم تردید هست)
برای پاسخ به مطلبی از محقق بزرگ و فیلسوف ارجمندی رفرنس داده شده، پاسخ به این شکل است:
http://alef.ir/1388/content/view/47955

این مساله تا چه اندازه واقعا قابل توجه است. اجازه بدهید بر تجاربمان متمرکز شویم. فرض کنید که نتایج انتخابات نوامبر ایالات متحده بین باراک اوباما و جان مک‌کین به همان ترتیب انتخابات ایران در شش مرتبه اعلام شود. فرض کنید که این نتایج به ترتیب الفبایی ایالت‌های مختلف اعلام شود.

دفعه اول: نتایج آلاباما تا ایلینوی گزارش می‌شود. این مرحله 33 درصد آرا را شامل می‌شود.
دفعه دوم: نتایج ایندیانا تا میسیسیپی اعلام می‌شود. 17 درصد دیگر
دفعه دوم: نتایج میسوری تا کارولینای شمالی اعلام می‌شود. 19 درصد دیگر
دفعه دوم: نتایج داکوتای شمالی تا پنسیلوانیا اعلام می‌شود. 10 درصد دیگر
دفعه دوم: نتایج یوتا تا ویومینگ اعلام می‌شود. 9 درصد باقیمانده
اگر نتایج به این ترتیب اعلام شود، شکل زیر را برای کل آرای رقابت اوباما - مک کین خواهیم داشت. R2 = 0.996 
این روند تخیلی که اگر به اینصورت آرا آمریکا اعلام میشد، یک بازی با اعداد خنده دار است. آمریکا 50 ایالت دارد، برای همین برای اینکه این ترتیب5 تایی اعلام شود (بر اساس الفبا ایالات در نظر گرفته اند) تا بتواند خطی باشد کاملا خنده دار است. برای اینکه خیلی ساده احتمال اعلام در 5 بازه برابر ترکیب 49 و 4 میشود یعنی به عبارتی 211876 حالت مختلف. خوب بدیهی است که در یکی از این حالت ها ممکن است رگرسیون خط نزدیک به یک باشد. (اما بایستی در نظر داشت که در آمریکا این حالت رخ نداده!!) خیلی هم نا معقول هم هست که عدل همین اتفاق بیافتد. تازه نکته جالب دیگه این هست که در ایران نمودار در 6 مرحله به اینصورت در آمده. اما این محقق واستاد بزرگ آمار برای این در 5 مرحله این کار را کرده چون آسانتر بوده، برای 6 مرحله وضعیت اسفبارتر هم هست، در آنصورت تعداد حالات برابر 1906884 است یا چیزی حدود 2 میلیون حالت.
همین بازی سر تست بنفورد را هم در آورده اند. واقعا اینها فکر میکنند یه عده گاو میاند اینا رو میخونند البته بعدش هم کاملا قانع میشوند. سایت الف چیزی شبیه وبلاگ معظم آقای کمالی شده، باور کنید.

Saturday، January 23، 2010

سوتی های خرید

رفته بودم این فروشگاه نزدیک خانه که یه خورده برای هفته جاری خرید کنم، بعد داخل فروشگاه از کنار این ویترین های لباس که رد میشدم یهو چشمم به یه پیرهن سبز خوشگل افتاد، رنگ سبزش هم مزید بر علت که سریع برداشتم. اولین چیزی که اینجا در مورد هر چیزی چک میکنم لیبل قیمتش هست که دیدم مناسب هست، همین شکلی که دو سر شونه های پیرهن رو گرفته بودم به خودم نزدیکتر کردم که دیدم آره انگار اندازه هست، همینطوری هم رفتم پیش این مسول خرید که بگم حساب کنه، داشتم توجیب ام دنبال کارتم برای پرداخت میگشتم که دختره پرسید، میخواید براش (برای اوی مونث) کادو بدید؟ (این ضمایر جدا هم خودشان نعمتی اند) دستم تو جیب بغل ام خشک شد، باورم نمیشد یه همچین سوتی عظیمی داده باشم، به آنی کل بدنم یخ زد، حقیقت رو میگفتم از خنده پخش زمین میشد. کلا ذهنم از دروغ خالی شده بود، مونده بودم چه بهونه ای بیارم، دوباره شماره پیرهن رو خواستم چک کنم، دیدم که کلا جلوی پیرهن پر از تزئینات جینگولی است،پیرهن انگار داشت بهم میخندید، واقعا چیز جلفی بود حتی برای دختر، نمیدونم چطوری ندیده بودم، دختره همین طوری معصوم داشت نگام میکرد و بدبختی دیدم دوپیرزن هم پشت سرم هرکدم میله نزدیکشونو گرفتند و انگار اونا هم خشکشون زده. به دنبال بهونه پیرهنه رو داشتم هی وارسی میکردم که دو شماره رو پیرهن بود، سریع پرسیدم این شماره ها استاندارد هستند که مطمئن باشم اندازه است؟ دختره که دنبال شماره‌ها میگشت یه آن دیدم که درصد کوفت و زهرمار استفاده شده رو نوشته و ربطی به سایز نداره، سریع از روی میز میخواستم برش دارم که متوجه نشه، که داشت توضیح میداد که اینا سایزشون با شماره نیست و همین سایز هستند... ، دیگه خودم رو جمع و جور که کردم گفتم انگار اندازه اش نباشه، اونم که ول کن نبود گفت خوب بهتره با خودش بیاید خرید، پیرزن ها هم به حرف اومده بودند و توصیه میکردند که خرید لباس خیلی مهمه، که برگشت راهنمایی کرد به همکارش که برم از اون اگه میخوام کادو بخرم، که البته اجناس ایشان به مراتب تخصص بالایی میخواست، (داخل پرانتز نمیدونم این چیزا رو چرا میارند پخش و پلا تو راهرو فروشگاه) فکر کردم از بدجنسی گفته برگشتم یه چیزی بهش بگم که دیدم هنوز داره معصومانه نگاه میکنه و بدجنسی تو نگاش نیست،  فقط میخواستم خلاص شم از اون وضعیت، گفتم نه ترجیح میدم با خودش بیام سورپریز نشه ولی چیزی باشه که دوست داره، بعدهم یه روزبخیر با همین لحن مسغره شون تحویل شون دادم و خلاص، داشتم دیگه در میرفتم که گفت منتظریم،
کلا تجربه سختی بود، واقعا به عمرم اینطوری سوتی نداده بودم، بماند که فکر کنم نهایتا دختره خودش هم متوجه شده بود.

Tuesday، January 05، 2010

بعد از مدت ها یه میل از یکی از فامیل های دانشجوی ارشد دریافت کردم (سال سوم ارشد) که توش نوشته زمینه کاری من در ارشد مثلا فلان ادوات نوری است، لطفا برای من چند مقاله "خوب" دانلود کن و بفرست، حالا امروز هم یه دوست دیگری هم که اقلا هم رشته ای هم نیستیم، تو "چت" با عجله درباره عنوان پروژه درسی ارشد پیشنهاد میخواهد.
نکنید آقا جان، نکنید؛ نمی دانم انگار زمان ابوعلی سیناست، که کلهم یکی دو کتاب نیمه علمی وجود دارد؛ مثلا من برگردم بگویم، کتاب شرحی بر علوم، صفحه 41، پاراگراف دوم راجع به این مسئله است، برمیخورد هم بهتان حتی، مملکته واقعا آیا؟

Monday، January 04، 2010

سیاست دینی یا دین سیاسی؟

همه فکر کنم تا حالا خبر عدم صلاحیت مرجعیت آیت الله صانعی را شاید دیگر شنیده باشند که از طرف جامعه مدرسین حوزه صادر شده است. حال کاری با این که این نامه را تنها آقای یزدی نوشته است یا با نظر غالب افراد عضو، اصلا مهم نیست، بیانیه ای است که پای نهادی از حوزه زیر آن است.
اما اینکه مثلا تا چه حد معتبر است، اصلا مهم نیست که به نظرم اتفاقا روند معکوسی خواهد داشت! کافیست اتفاقا که مردم کنجکاو شوند تا علت صور چنین بیانیه ای را بدانند.
اما نکته ای که نباید فراموش کردن تاثیر این بازی سیاسی جلوه دادن مسئله روحانیت و مذهب است. چیزی که آیت الله منتظری از آن به عنوان به ابتذال کشاندن مرجعیت شیعه یاد میکرد.
خب همین را داشته باشید، حالا طریق بالا رفتن یا طی مدارج در چنین شرایطی چیست؟ امام جمعه مشهد کسی است که تازه گی بسیار بر زبان افتاده است که البته به دلیل جهت گیری های سیاسی ایشان بوده که در نهایت هم در راهپیمایی بخشی از جامعه را بزغاله گوساله خوانده. اما جالب است که همین جهت گیری های سیاسی امروزه مدارج فقیهان را انگار میسازد.
اگر در گوگل عبارت "احمد علم الهدی" را جستجو کنید تنها رکوردهایی از ژانویه 2005 دارد. که در همه اینها عنوان ایشان حجت الاسلام عنوان شده است (خبرگزاری ایسنا)


حال همین روند در سال های هم ادامه داشته. اما نکته جالب سال 2009 است. با نگاه به نتایج ماه آوریل (دو ماه به انتخابات) ایشان همچنان "حجت الاسلام" و در برخی موارد "حجت الاسلام والمسلمین" هستند. اما نتایج ماه بعدی (می 2009- یک ماه به انتخابات)، انگار روندی جدید آغاز شده که در برخی خبرها "آیت الله" خطاب میشوند.


پس از این دوران ایشان دیگر کاملا آیت الله میشوند و در همه خبرها با این عنوان اخبار ذکر میشود.
حال همین روند را برای آیت الله صانعی تکرار کنید، نتایج شگفت آور است!!! که ایشان چطور در بحبوحه انتخابات از مقام آیت الله العظمی (خبر ایرنا - تاریخ 29 اردیبهشت - 23 روز به انتخابات) به عبارت "آیت الله" در تاریخ 6 مرداد میرسد (همان خبرگذاری) و "یوسف صانعی که توسط اصلاح طلبان مرج تقلید خوانده میشود" (خبر ایرنا - 11 مرداد - ساعت 10:10)، البته همان روز در ساعت 3 بعد از ظهر همان خبرگزاری همچنان "آیت الله" بدون عنوان عظمی باقی میمانند (که البته مطلبی است که احتمالا از قبل آماده شده). بعد از این تاریخ ایشان ناگهان دیگر "صانعی" یا "شیخ یوسف" شده است. (همان خبرگزاری ).
حال همین مسئله برای همه اشخاص دیگر نیز صادق است. این واقعا به ابتذال کشاندن اعتقادات مردم نیست؟ چه شده است؟ چرا کسی وقتی اعتراض میکند، از نظر علمی سقوط میکند و وقتی طرف دولت را میگیرد، مراتب علمی اش افزایش مییابد؟


پ.ن: برای همه افراد دیگر نیز میتوانید همین روش را تکرار کنید، فقط دقت داشته باشید که ایرنای ابله تاریخ میلادی اش را به صورت استاندارد نمی نویسد برای همین در نتایج گوگل جای ماه و روز برعکس است.

Friday، January 01، 2010

بیانیه مهندس میرحسین موسوی بعد از حوادث عاشورا

از اینجا یا اینجا و یا اینجا

حرمت‌ها

ای کاش خون انسان‌ها نیز حرمت داشت، اندازه پاره شدن عکس، کاش صداقت نیز حریمی داشت و داستان سرایی در رسانه اینقدر اسان نبود، کاش روایت‌هایمان آنقدر صادقانه بود و دروغ و دغل بازی را شکستن این حریم‌ها میدانستیم.
چه آسان دروغ سکه رایج این سرزمین شد، چه آسان ریختن خون بیگناهانی که برای عزاداری جمع شدهاند حرمت‌اش را از دست داد، آخر گیرم که دستور آمده که به صفوف شان حمله شود، تا نتوانند تجمعی تشکیل دهند، خود انسان‌ها را چه میشود؟ چه میشود که انسان بتواند چشمش را ببندد به حرمت ماه حرام و روز عاشورا،  به حرمت صداقت و خون انسان. نگاه نکند که تفنگی که به دستانش داده‌اند به کدامین سمت نشانه رفته و فقط ماشه‌اش را بچکاند؟ روبرویش را نبیند و وحشیانه سوی مردم و انسان‌ها براند و نبیند صدای ضجه‌های افرادی که زیر چرخ‌های ماشینش استخوان‌هایش خرد میشود. گیرم که دستور باشد که بروی و بایستی رو درروی مردمت.
کسی ناظر نیست؟ دیروز بچه ها میگفتند که هنوز خون کف خیابان‌ها پاک نشده بود، وقتی مشتی رند بی خبر را به سیم خریدند یا به دروغ و دغل فریفتند تا در سنگفرش همین خیابان‌ها برای پس گرفتن حرمت ها بیایند، کسی از این جماعت فرصتی نیافت تا لحظه ای از شعار جلوی دوربین‌ها سر خم کند و زیر پایش هنوز خون های گرم روی آسفالت خیابان را ببیند؟ ما را چه میشود؟  کسی از این قوم شب عاشورا، زیارت این روزها را نخوانده بود، "امتاً قتلتک و امتاً ظلمتک و امتاً سمعت و راضیاً به"، لختی اندیشیدند تا بدانند مصداق این 4 عبارت نباشند، به پاس کدام حرمت آمده‌اند؟ حرمت خون گرم روی کف آسفالت سرد خیابان نبود که زیر پایشان مانده بود؟
گیرم که شب‌ها، شب‌های یلدایی زمستان باشد، طولانی وسرد، آفتاب خواهد زد. روایت‌های این روز

Tuesday، December 29، 2009

علیرضا قزوه


نمیدانم با این شاعران چه ریختی حساب میکنند، ولی خوب میشود کمتر نوشت ولی لااقل حداقل های متنی را که بشود شعر نامید رعایت  کرد. این آخرین "گل واژه های" علیرضا قزوه است که میتوانید اینترهایش را حذف کنید تا به صورت متنی ضعیف بخوانید. بسیار بلند است البته، کاری کیلویی. در فرازهایی از این گل واژه ها میخوانیم:

بلوتوث بلوتوث نوحه مي خوانند # و مي ريزند # به درياي سايت آل صهيون # از کمپ موج نو # اولين نفر به ميدان رفت # شيخ متغيّر پيشاني اش را پوسيد و گريست #
و در جایی دیگر:
در کربلا دو حسين آمده است # اصحاب قورمه اند و قيمه! # اصحاب شيشه و بشکن بشکنه امشب # اصحاب قمه و قليان
و در جایی دیگر میفرماید:
عمه ببين به کربلا اين همه لشکر آمده # با موبايل هاي چند جيبي # به عخش اختشاش # با همان آش و همان کاسه #
رييس سايت چلپاسه
و اینگونه نیز پایان میپذیرد :
و بچه ها دم گرفته اند: # سر حسين مظلوم از تن جداست امشب # سر حسين مرا بر اس ام اس مي برند

http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=865092

کاش میشد این عکسها رو پرینت گرفت، کوبید تو صورت احمدی نژاد. چه کسایی رو از این مملکت گرفتند.




Sunday، December 27، 2009

محرم امسال

امسال محرم، با همه دلگیری های دور بودن، به دعوت دوستان در مراسمی که بچه ها همین جا ترتیب داده بودند، بودیم که خبر حمله به سخنرانی خاتمی را دیدم. واقعا چیزی جز تاسف چه میتوان گفت اگر این کارها با برنامه ریزی انجام میشود؟ این تصاویر زیر هم مربوط به شله زرد همین مراسم هست.



از سخنان خاتمی در مراسم تاسوعا:

تا روزی که زورمندان کم خرد که دارای غرور و توهمند و قدرت خود را در محرومیت م تهدید انسان میدانند و از سیاست جز سرکوب و دخالت و تحمیل و تهدید و تطمیع چیزی نمی دانند باید جشن پیروزی کلمه بر شمشیر را به تاخیر انداخت اما حرکت خرامان و شکوهمند تاریخ بشری به سوی آزادی و آزادگی است.

Monday، December 21، 2009

اینکه همه ایرانی هستیم درست، ولی خدایی حالم بهم میخورد از این کره بزهایی که در فیس بوک (مخصوصا اخیرا) نشسته و از دور مدام تیترمبارزه از خودشان درمیکند.

مصاحبه آیت الله منتطری با عمادالدین باقی

برای دوستانی که پشت ف.ی.ل..تر و پارازیت مانده‌اند

لینک در مگاآپلود

Sunday، December 20، 2009

خبر درگذشت آیت الله منتظری

برای کسی که آزاد میشه از این چهار دیواری

برای من که در سال های دهه 70 دانش آمووز بودم، آیت الله منتظری شاید بسیار تحریف شده است. ما که ندانسته در سال های راهنمایی به راهپیمایی های اعتراضی برده میشدیم که بی خبر از همه جا به عنوان سیاهی لشگر، علیه کس خاصی شعار دهیم. واقعا بعدها چنین خاطراتی جزو منفورترین خاطرات کودکی قرار میگیرند. و صد البته نفرت و خشم بیشتر از انسان های پستی که از معصومیت کودکانه دانش اموزان سو استفاده میکنند.
هنوز هم یادم میاید آن راهپیمایی کذایی و مسغره و انتشار نامه امام (که البته به درستی و نادرستی اش کاری نداریم) چه تصویری از ایشان برای مان ساخته بودند. کسی دیگر نمی دانست که همین انسان سال ها پیش در دو قدمی چنین پستی، عطای رهبری را به لقایش بخشیده بود، تا پناه مردم باشد، همان زمانی که خیلی ها بی محابا به قکر حذف مخالفان به هر قیمتی و به هر نامی بودند. اینکه برای توجیح افکار عمومی تنها برچسبی از عناوینی چون مجاهد و منافق و ضد ولایت فقیه کافی بود. اما کسی که به حقیقت دنبال پست و مقام بود لابد بایستی میدانست که سکوتش به یقین در اینده نزدیک او را به چنین منسبی میرساند، اما انتخاب کرد که ساکت نباشد و هر کجا در برابر ناعدالتی اعتراض کند، حال چه در دوران استبداد شاهی باشد یا دورانی که خود از پایه گذارانش حساب میشود.
اما اکنون میتواند آسوده بخوابد که لااقل دین و آخرتش را به خاطر دنیای دیگران نفروخته است.

Friday، December 18، 2009

باز جوانی دیگر در آشپزخانه

معلوم نیست این جماعت کدام کجله ISI چاپ میکنند مقالات را، که حتی اسم هم ندارند (خودتان در گوگل اسکولار بررسی کنید)
خبر هم بسیار جالب است این نابغه هم توانسته تبدیل "لاپ لاست" (از خبرگزاری رسمی کشور بپرسید چیست) را کشف کند. البته ادعا شده که دانشگاه سویس هم مدرک گرفته (کدامش، خدا میداند! چون همچنان گوگل چنین کسی را نمیشناسد). البته بحثی نیست که این اخبار فقط برای مصرف داخلی هستند، مثل همه خبرهای دیگر. ولی این قبیل اخبار که بدون بررسی هم دروغش معلوم است، به چه هدفی منتشر میشوند؟ بگذریم دروغ حناق هم ندارد حتی!
بگذریم از این که بعد از یک پرزنتیشن ساده هر کسی در اینجا تو گوگل لااقل بیش از 10 صفحه ایندکس در گوگل دارد!

خبر ایرنا و فارس هم
اين مولف و محقق برتر کشور همچنين ، تبديل لاپ و لاست و کاربردهاي آن همراه با آزمايشگاه کامپيوتر متلب ( matlab) ، کتاب معادلات ديفرانسيل ، الکترونيک قدرت ، زلزله شناسي و ورودي بر زلزله بم را از مهمترين تاليفات خود و مقام برتر جهاني در مقاله بررسي انواع چاپرهاي قدرت و درج آن در مجله علمي و بين المللي آي ، اس آي را از مهمترين مقالات علمي خود عنوان کرد.
صفري دوست ، اختراع سنجش سطح مايعات به صورت اتوماتيک ، کنترل ورود و خروج افراد با استفاده از ليزر و تشخيص هويت آنها را از بهترين اختراعات خود اعلام کرد و افزود: هم اکنون در حال ثبت دو اختراع ديگر شامل آبياري هوشمند کشاورزي با استفاده از رطوبت هوا با قابليتهاي غرق آبي و قطره اي و نيز جنگ افزار جاسوسي با استفاده از رباط هستم.
وي ، کسب مدال طلاي جهاني المپياد سوييس در رشته الکترونيک ، نفر اول برگزيده اولين جشنواره حضرت علي اکبر هب مناسبت روز جوان ، برگزيده جشنواره خوارزمي و کسب رتبه اول اختراع جشنواره خوارزمي در دستگاه سنجش مايعات به صورت اتوماتيک و همچنين کنترل ورود و خروج افراد با استفاده از ليزر را از مهمترين افتخارات خود عنوان کرد.

Wednesday، December 16، 2009

اینترنت ملی

تابناک مطلبی درباره اینترنت ملی گذاشته، که کامنت هاش بسیار دیدنی است. یک تعدادی از این کامنت ها رو میارم. این شده وضعیت اعتماد ملت. حالا هی زر بزنند که مشکلی نیست. البته وقتی یک دست دولت 24 ساعت تو تنبان ملت باشد، بهتر از این نمیشود.


نظرات بینندگان:
اگر مي خواهيد سرويس ايمليتان يك روز وصل باشد و يك روز قطع شود. ودر ايام خاصي هم بنا بر دستور شخص نامعلومي كل سرويس از دسترس خارج شود و... از اين ايميل ملي استفاده كنيد.
ايميل ملي براي حالگيري ملي!
همان sms و بقول شما پيامك ملي و موبايل يا همراه ملي كه داريم براي 7 پشتمان كافي است.
اول رسانه میلی رو درست کنن تا بعد به ایمیل میلی برسه!!!!
قبل از راه اندازی ایمیل ملی خوب است فضای اعتماد میان حاکمیت و مردم تقویت شود و گرنه ایمیل ملی هم به سرنوشت رسانه ملی تبدیل می شود که روز به روز از تعداد بینندگانش کاسته می شود و تنها نام ملی را یدک می کشد.
به ما اینترنت بدین ایمیل نمیخوایم
برین این پولو واسه توسعه اینترنت خرج کنین نه این طرح ها
من عمرا جیمیل رو با ایمیل ملی عوض کنم .
جایگزین چیه؟؟ یعنی میخوان جی میل و یاهو رو کلا فیلتر کنن؟
من يكي كه عمرا حاضر نيستم كسي ايميل هام رو بخونه، خصوصا هم وطنانم!
 بعد از دو روز بیاند دم خونه مردم بگن این عکس چیه تو ایمیلت!
هدف از ایمیل ملی، آیا کنترل آسان تر نامه های شهروندان نیست!!!؟

Tuesday، December 15، 2009

یک نکته جدید در گوگل ریدر

یک نکته‌ای امروز تو گوگل ریدر دیدم که نمیدونم تا چه حد جدید هست و احتمالا من آخرین نفری هستم که میبینمش. اونهم قابلیت اشتراک مستقیم در سرویس‌های دیگری مثل توییتر و فیس بوک و بلاگر و... هست.
برای فعال کردنش هم در setting یک تب جدید send to اضافه شده است که میتونید اسم سرویس هایی رو که میخواید بغلشان یک تیک بزنید. حالا زیر هر پست یک گزینه send to  هم ضاهر میشود!


برای اشتراک اینجا هم میتوانید از این لینک استفاده کنید. برای دیدن اشتراک‌ها هم از این.
برای اضافه کردن اشتراک در بالاترین نیز در همان صفحه تنضیمات گوگل ریدر در پایین صفحه گزینه create a custom link رو کلیک کنید و به این ترتیب پر کنید:

Name : Balatarin

بعد از این تنضیمات گزینه send to balatarin هم اضافه میشود.





در ضمن محتویات این وبلاگ شامل هیچ نوع قانون کپی رایت و لفتی نیست. همه یا بخشی از مطالب رو میتوانید بدون لینک و حتی به اسم هر کسی، هر جایی که دلتان خواست کپی پیست کنید.

Monday، December 14، 2009

رفسنجانی و سرنوشت تاريخی

متن مقاله مسعود بهنود درباره هاشمی رفسنجانی، به شدت توصیه میشود. بهنود واقعا خیلی خوب مینویسد.

چند سوال

حالا هر چه قدر هم که بیخودی شلوغ بازی در بیارید من سوال دارم که یادم هم نمیرود
1) رای ها چه شد؟
2) عاملان حمله به کوی هنوز مشخص نشده اند؟ قرار بود هر چه سریعتر رسیدگی کنید.
3) کهریزک چه شد و عاملانش چه شدند؟ مگر قول نداده بودید که سریعا رسیدگی میکنید؟ چرا بعد از 4 ماه هنوز یک قرائت گزارش اینقدر طول میکشد؟
4) پزشک کهریزک را چطور؟ چرا اول خودکشی بود و در نهایت رسیدیم به سالاد مسموم و فعلا هم که منتظر نظر پزشکی قانونی، مگر چقدر طول میکشد؟
5) مگر نگفته بودید که عاملان حمله به مردم نیروهای خودسر هستند، پس چرا دستگیر نشدند؟ چرا محاکمه نمیشوند؟ چقدر طول میکشد؟

نمیشود که هر کاری که خواستید بکنید و انتظار فراموشی داشت. همه اینها و هزاران سوال دیگر مواردی است که قول داده بودید به سرعت رسیدگی و نتیجه را اعلام کنید؟

Sunday، December 13، 2009

یادداشتی از محمد نوری زاد



من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد .
اعتراف می کنم که : خطا کردم . احساساتی شدم . وقتی دیدم هرکدام شما یک چیزی از امام را پاره می کنید ، من هم بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید ، من به عکس او بسنده کردم .
دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست ، پاره کرده و پاره می کنید ، زورم به عکس امام رسید .
دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده ، پاره می کنید ، سهم من همان عکس امام شد.
من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند ، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی ، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید ؟ اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمینی ، به محمد نوری زاد گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند.
در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود ، پاره شدن عکس او احترام به امام است .

Sociable