یکشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۹

ایران 1

برای عید فرصتی پیش اومده بود که مدتی دوباره ایران باشم، وقتی آدم فرصتی پیدا میکنه که یه مدت دور از جایی باشه و دوباره برگرده، شاید دیدش اندکی منصفانه تر میشه، این بار تنها ضعف ها رو پررنگ تر نمیکنه برای خودش و همه چیز رو در جای خود میبینه، دیدی که شاید وقتی خودت داخل یه جمعی هستی کمتر پیش بیاد. 
این بار ایران دیگه فقط دولت و سیستم نیست، ایران مجموعه کاملی از همه آدمها، دوستا، خیابونا، و همه و همه جاهایی که کلی خاطره دارند با خودشون. 
اما یه چیزی که خیلی تو این مدت به چشمم میومد، جو اختلافی است که انگار بین مردم همزبان من (ترک ها) و بقیه داره شدت میگیره، به عنوان کسی که سالهاست در اینجا بزرگ شدم، همیشه رگه هایی از چنین اختلافاتی رو دیدم، اما اگه منصف باشم شاید تا کنون به این شدت نبوده، انگار تو عید هم تو چند تا از این برنامه های تلویزیونی و عده ای ابله که پشت این قضایا هستند، هم آتش بیار این قضیه شدند (من یکی هیچ وقت این چیزها رو تصادفی نمیدونم!). اما چیزی که خودم دیدم بعد از بازی تراکتورسازی بود، اینجا مردم به شکل غیرعادی طرفدار یه تیم شدند که واقعا برای خودم سوال شده، بعد از بازی این هفته هم انگار تیم رو بعد از اعتراض بیرون کشیدند، همین هم بهونه‌ای شده بود که تو نود این هفنه کلی مسغره بازی در بیاورند، تا جایی که مثلا آهنگ کارتون فوتبالیست‌ها رو گذاشته بودند روی این صحنه‌ها، اصلا تو جایی نیستم که بخوام از این حرکت مثلا طرفداری کنم، ولی چیزی که برام سوال شده بود اینکه نمیدونم مثلا برای چی وقتی که همه شاهدند که این شکل طرفداری واقعا شکل نرمالی نیست، پس چرا مثلا روی یه همچین چیزی مانور داده بشه؟ و اینطوری بخواهند توهین کنند؟ واقعا از کسی چون فردوسی پور بعید میدونستم. باور کنید اینجا کاملا به شکل غیر نرمالی، طرفداری از تراکتور مسئله حیثیتی شده. چیزی که هرگز بدین شکل نبود.
سوای این، ایران همچنان همان وطنی است که همیشه میتوان برای دیدار از آن لحظه شماری کرد.   

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

برای اینکه اولین کسی باشم که دارم کامنتهامو میخونم، بعد از خوندن منتشر میشوند. ممنون از نظرتان